انسان شناسی و روان کاوی- هر دو- رفتار انسانها را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند و در این راستا، سعی می کنند به قوانین عمومی این حوزه دست یابند و بر پایه تحقیقاتی که اغلب در اروپا و آمریکای مرکزی انجام شده، تاکنون به نکات جالبی دست یافته اند.انسان شناسی این کار را مستقیما انجام نمی دهد بلکه دست یابی و اطلاعات بینا فرهنگی و شناسایی عوامل فرهنگی را پیش شرط تحقیقات راوان کاوانه می داند. این نگرش انسان شناسان از آن جا ناشی می شود که برخلاف تصور رایج، انسان شناسی صرفا را محدوده آداب و رسوم فعالیت نمی کند بلکه بنا بر ویژگی کل نگرانه اش، تمام مسائل یک واحد انسانی را بررسی می کند و تک تک اجزاء را نیز با کل تطبیق میدهد؛ که اصطلاحا به آن" تک نگاری یک واحد" گفته می شود. از همین نقطه است که ارتباط میان انسان شناسی و روان کاوی آشکار میشود اما متاسفانه در ایران به این ارتباط چندان توجهی نشده است. این مقاله سعی دادر ضمن بررسی تاریخچه این ارتباط اجتناب ناپذیری استفاده از اطلاعات انسان شناسی در حوزه روان کاوی را توجیه کند.